647541
نوروز سال_نو poem baking_cup عاشقانه iran iman_kazemi عید بهار esfahan ایران شعر_پارسی poet اصفهان
دلم نشسته در مسیر سبز کوچه سارها هوا گرفته در حوالی شکوفه زارها . نوید عید می دهد شمارش شکوفه ها یکی دو لحظه مانده تا تبسم بهارها . لطافت از زمین و آسمان نشسته بر چمن چمن کشیده دست سبز خود به روی خارها . زمان آن رسیده تا هوای دل عوض شود که تا نباشد اینچنین اسیر انحصارها . به ژاله های صبحدم در این بهار دلگشا بشوی از سریر دل شرنگ ها غبارها . محبت از دیار ما ببین چگونه می برد ز سینه ها شراره های تلخ روزگارها . بیا که تا بجوشد از دل خراب ما غزل امید عاشقان و ای قرار بی قرارها
imankazemeiدر مکتب حقایق و پیش ادیب عشق
هان ای پسربکوش که روزی پدرشوی