
شهید میثمی
قبل از تولد بچه بود. پرسید : ناراحت می شی برم جبهه گفتم : آره اما نمی خوام مزاحمت بشم رفت و دو روز بعد بچه به دنیا آمد بعد که برگشت بوسیدش و اسمش را گذاشت هادی پرسیدم : دوستش داری گفت : مادرش را بیشتر دوست دارم ....
182491Сите права задржани.
#chin#imam#iranian#love#man#ulama#qari#profession#martyr#facial_hair#iran#elder#moustache#gentleman#mufti#muslim#shia#grand_mufti
eabdollhiyan.Коментари 0











