قمر نسل آفتاب

قمر نسل آفتاب

ای پرچم شجاعت و ای اصل دلبری آیا مرا به سوی ابالفضل می بری آخر منم چو کودک شش ماهه تشنه ام پر کن سبوی ما ز می ناب حیدری بوی وفای تو نشِنیدم از این جهان منشور پر فروغ کدامین پیمبری ماهی به چهره و قمر نسل آفتاب یا لاالعجب که در شبِ باران منوری تنها نه جان عاشق ما مست کوی توست بر آسمان موسیٖ و عیسیٰ تو رهبری اصل عطش توئی که به سرچشمه ی وصال خشکیده لعل و پرپر و چون گل معطری اینگونه از ازل دل و جانم اسیر توست نیلوفری به ساغر "ایمان" شناوری

467230Todos los derechos reservados.

imankazemei
imankazemeiدر مکتب حقایق و پیش ادیب عشق هان ای پسربکوش که روزی پدرشوی

Comentarios 0