hình nền eyebrow, eyelash

hình nền eyebrow, eyelash

من به خود گفتم یک روز گذشت مادرم آه کشید؛ «زود بر خواهد گشت.» ابری آهسته به چشمم لغزید و سپس خوابم برد که گمان داشت که هست این همه درد در کمینِ دلِ آن کودکِ خُرد آری، آن روز چو می رفت کسی داشتم آمدنش را باور من نمیدانستم معنی "هرگز" را تو چرا بازنگشتی دیگر؟ آه ای واژه ی شوم خو نکرده ست دلم با تو هنوز من پس از این همه سال چشم دارم در راه که بیایند عزیزانم، آه

282282Bản quyền đã được bảo hộ.

marmary.23291
marmary.23291All photos are taken with a mobile camera.

Bình luận 0