
light, black壁紙
مرد اگر بودم؛ نبودنت را غروب های زمستان در قهوه خانه ی دوری، سیگار می کشیدم نبودنت دود میشد و می نشست روی بخار شیشه های کثیف قهوه خانه بعد تکیه میدادم به صندلی چشمهایم را می بستم و انگشتانم را دور استکان کمر باریک چای داغ حلقه میکردم تا بیشتر از یادم بروی نامرد اگر بودم نبودنت را باید تا حالا فراموش کرده باشم مرد نیستم اما، زنم و ...نبودنت، پیراهنم شده است!
331647
#light#black#darkness#hand#monochrome#photography#black-and-white#White#monochrome_photography#night
コメント 0











