برف...

برف...

می‌ریزیم؛ ریز ریز ریز چون برف، که هرگز هیچ‌کس ندانست تکه‌های خودکشی یک ابر است گروس عبدالملکیان

16300Alle Rechte vorbehalten.
hoossein.0992hoossein.0992وجودم از تمنای تو سرشار است   زمان در بستر شب خواب و بیدار است  هوا آرام شب خاموش راه آسمان ها باز   خیالم چون کبوترهای وحشی می کند پرواز فریدون مشیری

Kommentare 0