
هوا بس ناجوانمردانه سرد است...
الا ای برف!چه می باری بر این دنیای ناپاکی؟ بر این دنیا که هر جایش رد پا از خبیثی است مبار ای برف! تو روح آسمان همراه خود داری تو پیوندی میان عشق و پروازی تو را حیف است باریدن به ایوان سیاهیها تو که فصل سپیدی را سرآغازی مبار ای برف!
20520Alle Rechte vorbehalten.
hoossein.0992وجودم از تمنای تو سرشار است
زمان در بستر شب خواب و بیدار است
هوا آرام شب خاموش راه آسمان ها باز
خیالم چون کبوترهای وحشی می کند پرواز
فریدون مشیریKommentare 0











