تو گذشتی و...

تو گذشتی و...

تو گذشتی و شب و روز گذشت، آن زمان ها، به امیدی ک تو برخواهی گشت پای هر پنجره مات مینشستم به تماشا...تنها... گاه بر پرده ابر گاه در روزن‌ ماه دور...تا دورترین جاها میرفت نگاه باز میگشتم...هیهات چشماها دوخته ام بر در و دیوار هنوز....

311612Tüm hakları saklıdır.

mpirhayati63mpirhayati63

Yorumlar 0