tapety cockle, Shell

tapety cockle, Shell

یکی قطره باران ز ابری چکید خجل شد چو پهنای دریا بدید که جایی که دریاست، من کیستم؟ گر او هست، حقا که من نیستم چو خود را به چشم حقارت بدید صدف در کنارش به جان پرورید سپهرش به جایی رسانید کار که شد نامور لؤلؤ شاهوار بلندی از آن یافت کو پست شد در نیستی کوفت تا هست شد سعدی

1411419Wszystkie prawa zastrzeżone

amirkoosha7
amirkoosha7

Komentarze 0