
tapety man, rose
وقتی این مرد بزرگ از جبهه به خانه می آمد آن قدر کار کرده بود که شده بود یک پوست و استخوان و حتی روزها گرسنگی کشیده بود، جاده ها و بیابانها را برای شناسایی پشت سر گذاشته بود، اما در خانه اثری از این خستگی بروز نمی داد. می نشست و به من می گفت در این چند روزی که نبودم چه کار کرده ای، چه کتابی خوانده ای و همان حرفهایی که یک زن در نهایت به دنبالش هست من واقعاً احساس خوشبختی می کردم... از خاطرات همسر شهید حسن باقری
371.1K218Wszystkie prawa zastrzeżone
#man#rose#girl#woman#flower#iran#defender#bridal_clothing#cut_flowers#floristry#defend#muslim#rose_family#flower_bouquet#hijab#bride#islam#gentleman#plant#flower_arranging
Komentarze 0











