
블랙, 그림 배경화면
من به خود گفتم یک روز گذشت مادرم آه کشید؛ «زود بر خواهد گشت.» ابری آهسته به چشمم لغزید و سپس خوابم برد که گمان داشت که هست این همه درد در کمینِ دلِ آن کودکِ خُرد آری، آن روز چو می رفت کسی داشتم آمدنش را باور من نمیدانستم معنی "هرگز" را تو چرا بازنگشتی دیگر؟ آه ای واژه ی شوم خو نکرده ست دلم با تو هنوز من پس از این همه سال چشم دارم در راه که بیایند عزیزانم، آه
282282모든 권리를 보유합니다.
#블랙#그림#눈#drawing#black#organ#White#nose#이미지 #Eyes#facial_expression#Photograph#eye#mouth#코#입#eyelash#눈썹#백색#eyebrow#sepration
marmary.23291All photos are taken with a mobile camera.댓글 0











