دل بی تو تمنا نکند کوی منا را

دل بی تو تمنا نکند کوی منا را

دل بی تو تمنا نکند کوی منا را <زیرا که صفائی نبود بی تو، صفا را ای دوست مرانم ز در خویش خدا را <کز پیش نرانند شهان خیل گدا را باز آی که تا فرش کنم دیده براهت <حیف‌ است که بر خاک نهی آن کف پا را از دست مده باده که این صیقل ارواح <بزداید از آیینه‌ی دل، زنگ ریا را در حضرت جانان سخن از خویش مگویید <قدری نبود در بر خورشید، سها را از درد منالید که مردان ره عشق <بادرد بسازند و نخواهند دوا را

920013Tutti i diritti riservati.
EhsanKhEhsanKh. .

Commenti 0