
شعاع دل
شعاع دل به تو چشم انتظار می مانم اگر چه می کُشدم بیقرار می مانم منم چو کودک جنگی که در قبیله ی عشق میان آتش و خون بوته زار می مانم اگرچه بودی و رفتی اگرچه بیتوکمم اگرچه بی تو خزانم بهارمی مانم بیادمحو نگاهت به طاق نقش جهان چهل ستون به رهت استوار می مانم اگرچه کوهم و دنیای شعر بی سر و ته به شرق وسعت عشقت غبار می مانم فقط نگاه شقایق بخواند از رویم شبیه بغض ترک برانار می مانم مراببخش اگر که هنوز اسمت را به میم تاکه نگویم خمار می مانم مگر که پرشود این ساغردو ساله ی عمر شعاع دل بتو چشم انتظار می مانم
6674כל הזכויות שמורות.
תגובות 0










