082

تنهاترین تنهای عالم
alimohammadjamshiralimohammadjamshirدیشب راز دل به دل میگفتم به نهفت تاصبح همی دمید هی میگفت صبح راز مرا فاش که کرد آه...! دگر راز دل رابه دل نبایست گفت